بالاخره یک روزی قشنگ حرف میزنم

[بسم الله الرحمن الرحیم]

در حال حاضر چی می تونه حال منو بهتر کنه؟ بی درنگ کتاب! جواب این سوال خیلی وقته که همینه...

در آزمایشگاه زیر زمین خانه ام به تنهایی محلولی اختراع میکنم که باعث میشود درخت ها ده برابر سریع تر رشد کنند، یعنی یک نفر میتواند درختچه ای بکارد و سال بعد زیر سایه اش بنشیند و میوه اش را بخورد، ایده ی محشری است. هیچ کس دوست ندارد تا صبر کند یک درخت رشد کند، برای همین است خیلی از آدم ها درخت نمیکارند، چون کارشان به جایی نمیرسد. وقتی درخت رشد میکند یا مرده اند یا رفته اند خانه ی سالمندان.

برای من مهم نیست که میتواند کلمات را بشمرد و با فشار یک دکمه پاراگراف را مرتب کند، من کامپیوتر نمیخواهم. برعکس صدای تق تق بی جانی که از برخورد انگشت با کی برد پلاستیکی کامپیوتر بلند می شود، صدای محکم و بلند ماشین تایپ به تو میگوید که واقعا داری چیزی درست می کنی. بعد از یک روز افتضاح به جای اینکه برای هیچ مجازی ام غصه بخورم میتوانم سطل کاغذ باطله ام را نگاه کنم و به خودم بگویم اگر شکست خوردم حداقل چند درخت را با خودم پایین آوردم.

بالاخره یک روزی قشنگ حرف میزنم-دیوید سداریس-

۳ ۳

رویا های غول آسا، عرضه های کوتوله

[بسم الله الرحمن الرحیم]

رویاپردازی‌ها دقیقا برای من همین هستند: اجازه می‌دهند از بخش خفت‌بار قضیه صرف نظر کنی و یک راست بروی آن بالا!


-بالاخره یک روز قشنگ حرف می زنم-
-دیوید سداریس-
۴ ۱

ندای قلبت را بشنو

[بسم الله الرحمن الرحیم]

می خواهم قسمتی از قلم ناب جی.دی.سلینجر را با شما در میان بگذارم، قبلش اضافه کنم که تکه ای که خواهید خواند از نامه ی سیمور(برادر بزرگتر خانواده گلس) به بادی( برادر کوچکتر خانواده) که نویسنده ای جوان است، انتخاب شده است.

شادوَرد چی خونده؟
کاش هر بار پیش از آن که به نوشتن بنشینی به یاد بیاوری که اول خواننده بودی. فقط این واقعیت را در ذهنت جا بیانداز، بعد آرام بنشین و به عنوان خواننده از خودت بپرس، اگر بادی گلس حق انتخاب داشت بیش از همه چه نوشته ای را دوست داشت بخواند. قدم بعدی هولناک است،اما آن قدر ساده که حتی موقع نوشتنش به زور باورم می شود. بدون شرم و حیا می نشینی وآن چیز را خودت می نویسی. زیر این حتی خط هم نمی کشم. انقدر مهم است که نمی شود زیرش خط کشید. بادی، شهامت داشته باش و این کار را بکن! ندای قلبت را بشنو. تو هنرمند لایقی هستی. بد نخواهی دید. 

تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
جروم دیوید سلینجر 

۴ ۳

آدم های ساده نمی توانند

[بسم الله الرحمن الرحیم]

فقط یه سوءاستفاده گر میتونه بفهمه دارن ازش سوءاستفاده میکنن. آدمای ساده و مهربون اما نه، هزار بار میشکنن اما به خوب بودن ادامه میدن، چون شایسته این صفتن! مهربونی و رحیم بودن صفت خداست، بعضیا لیاقت داشتن این صفت رو ندارن! اونا زرنگ حساب میشن، کارهاشون زود راه میوفته، تو صف نمی مونن و موقع تصادف با یه نیشخند و فشار دادن پدال گاز، خاطره ارزشمند "زدم و رفتم" برای دوستاشون باقی میزارن و تمجید میشن.
اونا میتونن پس انجام میدن! بله آدمای ساده نمیتونن!آدم های ساده میتونن هر درد و رنجی رو تحمل کنن، اما وجدان درد رو نه! راست میگن آدم های ساده نمیتونن! 
به هر حال ساده بودن شجاعت میخواد، دنیا پر شده از ترسوهای زرنگ.

شادوَرد چی خونده؟
دعا می کنم وقتی به سراغ روانکاو می روم، آنقدر دوراندیش باشد که از یک متخصص پوست هم بخواهد در جلسات شرکت کند. از یک متخصص پوست دست. از دست زدن به بعضی آدم ها دست هایم زخم شده.

تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور:پیشگفتار
جروم دیوید سلینجر

۲ ۴
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان