۱۴ مطلب با موضوع «دست نوشت» ثبت شده است

بُعدِ نگاه

[بسم الله الرحمن الرحیم]


گاهی فاصله بُعد مکان نیست؛
بُعد نگاه است...
گره ی نگاهمان که نباشد،

فاصله مان هزاران سال نوریست...

[شادوَرد]


  • ۴
  • نظرات [ ۲ ]
    • شادوَرد __
    • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶

    خیلی دور، خیلی نزدیک...

    [بسم الله الرحمن الرحیم]

    شما هرچه که دوست دارید بخوانید؛
    من به سکوت بسنده میکنم، سکوتِ سطر های خالی...

    +دعا لطفا

  • ۳
  • نظرات [ ۲ ]
    • شادوَرد __
    • پنجشنبه ۱۵ تیر ۹۶

    من متولد بهارم

    [به نام خدا]

    بهار چیست؟
    تمام سرزمین را طی میکنم، درخت به درخت، شکوفه به شکوفه، رد هر شاخه نو رسته را میگیرم و به ابرها میرسم، تن تمامی سبزه ها را می بویم و لابه لای غنچه ها به جست و جو ادامه میدهم، لباسم عطر گل ها را میگیرد و باران آغازگر سمفونی سبزه ها و جوانه ها میشود...
    بهار چیست؟
    با تمام توان میدوم، به درخت سیب آن طرف خیابان میرسم و به آن تکیه میدهم، چند نفس عمیق میکشم و می نشینم، عطر شکوفه های سیب دلبری میکند...
    بهار چیست؟
    باران تمام شده و ابرها به احترام رنگین کمان کنار میروند، آفتاب، جادوی طبیعت میشود و پروانه ها و پرنده ها پرواز میکنند، و چه زیباست پرواز...
    به راستی بهار چیست؟
    هر سال تمام سرزمین را طی کردم، درخت به درخت، شکوفه به شکوفه اما بهار را نفهمیدم، شاید چیزی کم دارد، چیزی مثل تو، که بیایی و تمام این رویاها را تعبیر کنی...

    +سال جدید مبارک!
    ++چه خوب است که امسال دلخوری ها و کینه های کهنه را دور ریخته و با دلخوری ها و کینه های جدید جایگزین کنیم! جدا از شوخی، اگر باعث رنجش یا ناراحتی کسی بوده ام، عذرخواهی میکنم. باور کنید منظوری نداشتم.
    +++آرزوی سلامتی و لبخند و شادی و اینا دارم.
    ++++سال جدید داره میاد و من همچنان کنکوری ام...
    +++++امکان ارسال کامنت ناشناس، خصوصی و عمومی وجود داره، خلاصه دستتون بازه هر چی خواستید بشنوم، بنویسید میخونم!

  • ۴
  • نظرات [ ۴ ]
    • شادوَرد __
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵

    تقویم

    "بسم الله الرحمن الرحیم"

    اینجا،
    روزهای تقویم من به عقب میروند وخاطرات نداشته ام با تو مرور میشود،
    می دانی؛
    تمام سال عطر تلخ نبودنت را میداد...

    [شادوَرد]
  • ۲
  • نظرات [ ۲ ]
    • شادوَرد __
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵

    باران های تابستانی

    "به نام خدای آسمون"

    زمستان به سرعت طی میشود،
    سردی و بی حوصلگی تمام قلمرو چشمانم را پوشانده است،
    اما کسی چه میداند؟!
    شاید این؛
    ابتدای فصل باران های تابستانیست...

    [شادوَرد]

  • ۴
  • نظرات [ ۲ ]
    • شادوَرد __
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵

    تپش

    "به نام خدای آسمون"


    حِسَت میکنم!

    مانند قلبم که هیچگاه ندیدمش ولی میدانم که هست! می تپد!

    ...هستی! می تپی!

    [شادوَرد]


  • ۶
  • نظرات [ ۶ ]
    • شادوَرد __
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵

    عکس نوشت؛ شماره یک




  • ۳
  • نظرات [ ۴ ]
    • شادوَرد __
    • يكشنبه ۲۸ آذر ۹۵